أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

941

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

فارسى افزوده شده است : « ابو ريحان گويد » . ( 8 ) . دبوكى ، قس . I , Vullers ، 810 . ( 9 ) . جنس الخطمى ، نك . شمارهء 376 . نسخهء فارسى مىافزايد : « اهل فرغانه او را ميترويس ( ؟ ) [ شايد پنيرويس ] گويند و در بعضى مواضع او را « آفتاب‌پرست » [ قس . I , VULLERS ، 43 ] خوانند » . 1015 . ملح 1 - نمك اوريباسيوس [ نمك را ] به رومى الاوس 2 [ مىنامد ] و اين به فارسى نمك 3 است . به عقيدهء فرهنگ‌نويسان « اندرانى » 4 همان « ذرأنى » و « ذرآنى » 5 با [ الف ] كوتاه و با همزه [ به معناى « نمك » ] شفاف بلورى است . رازى 6 : [ نمك ] چينى 7 سفيد و سفت با بويى شبيه بوى تخم‌مرغ پخته است اما وجود ندارد . نمك قلى 8 : [ نوع ] سفيد آن را در طول يك هفته در هفت برابرش آب حل مىكنند ، سپس مىجوشانند تا [ حجمش ] به نصف برسد و چند بار صاف مىكنند . [ محلول ] را در كوزه [ گلى ] ديواره نازك مىريزند و بالاى كاسه‌اى 9 مىآويزند . آنچه در آغاز مىتراود [ به كوزه ] برگردان و آنچه پس از آن مىتراود ، جمع كن . اگر مىخواهى ، محلول صاف شده را در شيشه‌هاى گل‌اندودشده و به خوبى بسته روى خاكستر داغ بگذار ، آن‌گاه [ نمك قلى ] همانند آب‌نبات 10 مىبندد . نمك خاكستر 11 : [ خاكستر ] پاكيزه غربال شده را مىگيرند ، اگر [ خاكستر ] بلوط باشد بهتر است ، [ سپس ] همان گونه عمل مىكنند كه با نمك قلى مىكنند . با نمك آهك 12 نيز همين‌گونه [ رفتار مىكنند ] . نمك بول 13 : ده رطل بول را چهل روز در گرماى تابستان در آفتاب قرار مىدهند و آن مىبندد ، و گرنه آن را در [ شيشه‌هاى ] گل‌اندودشده روى خاكستر داغ بگذار . ابن الاعرابى : نمك ذرأنى به معناى « [ نمك ] سفيد » است ، آن را در زبان عاميانه با [ حرف ] « دال » بىنقطه تلفظ مىكنند و آنچه در آن نيست مىافزايند 14 . * الكندى : نمك چينى به بلور مىماند و زن‌ها آن را براى فربه كردن آرد 15 به كار مىبرند . البخترى 16 [ را شعرى است ] . كوشان براند بخل را ز خويش * چون دريا برون فكند نمك خود از آب خويش در ناحيهء دارابجرد كوهى وجود دارد كه از آن نمك‌هاى سفيد ، سياه ، سرخ ، زرد و